كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
291
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
وَ إِسْماعِيلَ و ديگر راه نموديم اسماعيل را كه پسر ابراهيم ع است وَ الْيَسَعَ و يسع را كه پسر اخطور است و بابن العجوز مشهور وَ يُونُسَ و يونس بن متى را وَ لُوطاً و لوط را كه پسر هاران بوده و هاران برادر حضرت ابراهيم است ع و على نبينا و على جميع الانبياء و المرسلين وَ كلًّا فَضَّلْنا و همه را فضيلت داديم به نبوت عَلَى الْعالَمِينَ بر ملائكه و جن و انس وَ مِنْ آبائِهِمْ و هدايت داديم بعضى را از پدران اين پيغمبران وَ ذُرِّيَّاتِهِمْ و برخى را از فرزندان ايشان وَ إِخْوانِهِمْ و بعضى را از برادران ايشان وَ اجْتَبَيْناهُمْ و برگزيديم اين پيغمبران را وَ هَدَيْناهُمْ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ و راه نموديم ايشان را يعنى ثابت داشتيم بر راه راست ذلِكَ آن دين كه اين انبياء بدان متدين بودند هُدَى اللَّهِ دين خداست يَهْدِي بِهِ راه مىنمايد بدان دين بفضل خود مَنْ يَشاءُ هرك را مىخواهد مِنْ عِبادِهِ از بندگان خود وَ لَوْ أَشْرَكُوا و اگر اين پيغمبران شرك آرند به خداى با وجود اين همه فضل و كمال لَحَبِطَ عَنْهُمْ هر آئينه باطل گردد و نيست شود از ايشان ما كانُوا يَعْمَلُونَ آنچه ايشان عمل كرده باشند زيرا كه كفر محبط اعمال است درين آيه تهديد عظيم است مشركان را أُولئِكَ آن گروه انبياء الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ آنانند كه داديم ايشان را كتاب وَ الْحُكْمَ و داديم حكمت در فيصل دادن امور وَ النُّبُوَّةَ و پيغمبرى فَإِنْ يَكْفُرْ بِها پس اگر كافر شوند بكتاب و حكم و نبوت هؤُلاءِ اين گروه معاندان از قريش فَقَدْ وَكَّلْنا بِها پس به درستى كه ما برگماشتيم و مهيّا كرديم براى ايمان بدينها قَوْماً گروهى را كه از روى صدق لَيْسُوا بِها بِكافِرِينَ نيستند بدين چيزها كافر ، مراد پيغمبران و متابعان ايشانند و گفتهاند كه اين قوم اشارت به انصارست و اهل مدينه و چون در وقت نزول اين سوره ايشان هنوز ايمان نياورده بودند پس اين صورت بشارتست بايمان ايشان أُولئِكَ الَّذِينَ آن گروه انبيا آنانند كه هَدَى اللَّهُ راه نمود خدا ايشان را بدين خود كه اسلام است فَبِهُداهُمُ اقْتَدِهْ پس بطريقه ايشان اقتدا كن مراد آن چيزست كه بدان متفق بودند از توحيد و اصول دين نه فروع مختلف فيها در مفاتيح الغيب آورده كه آنچه حق سبحانه و تعالى حضرت محمد ص را فرموده فبهديهم اقتده يعنى به سير انبيا اقتدا كن و احوال ايشان را پيروى نما اشارتست بر آنكه به وصف و سيرت هر يكى مطلع شده اجود و احسن آن را اختيار فرمايد زيرا كه اقتداى پيغمبر بديشان در اصول دين نشايد چه در ان تقليد روا نيست و در فروع نيز نباشد چه شريعت او ناسخ شرايع ايشانست پس مراد محاسن اخلاق و مكارم اوصاف خواهد بود و از صفات سنيّه و خصال مرضيه هر چه با همه ايشان متفرق بوده نزد آن حضرت ص تنها مجتمع است پس از همه افضل و اكمل باشد نظم هر چه به خوبان جهان دادهاند * قسم تو نيكوتر از ان دادهاند هر چه بنازند از ان دلبران * جمله ترا هست و زيادت بر آن قُلْ بگو اى محمد ص با كافران كه لا أَسْئَلُكُمْ نهمىخواهم از شما عَلَيْهِ بر پيغام رسانيدن از خداى أَجْراً مزدى چنانچه پيش از من هيچ پيغمبرى از امت خود مزد دعوت نهطلبيده إِنْ هُوَ نيست اين تبليغ من إِلَّا ذِكْرى لِلْعالَمِينَ مگر پندى مر عالميان را .